چکلیست کمپین تبلیغاتی
اجرای کمپین تبلیغاتی موفق
الگوی آشنایی است: بودجهای برای تبلیغ اینستاگرام یا تبلیغ کلیکی کنار میگذاری، دو هفته پول خرج میشود، و آخرش هیچکس نمیتواند بگوید چند نفر واقعا به مشتری تبدیل شدند. مشکل معمولا کیفیت تبلیغ نیست؛ این است که وقتی پول شروع به رفتن کرد، نه لندینگ پیجی وجود داشت که بازدیدکننده به آن برسد و نه پیکسلی که ردش را نگه دارد.
کمپین وقتی قابل سنجش میشود که ترتیب کارها جابهجا شود: هدف، مخاطب، بودجه و کانال قبل از طراحی پیام، و ترکینگ و پیکسلها قبل از اولین ریال هزینه. تهیه گزارش نتایج و محاسبه ROI هم برای این هستند که کمپین بعدی از صفر شروع نشود.
چکلیست کمپین تبلیغاتی
از بالا به پایین پیش برو. هرچه در فهرست قبل از «راهاندازی کمپین» آمده باید تمام شده باشد، و تیکنخورده ماندن هرکدامشان یعنی کمپین هنوز آماده نیست، حتی اگر خلاقیت و بنر حاضر باشد. «راهاندازی کمپین» مرز است: از آنجا به بعد کار روزانه میشود، یعنی مانیتورینگ و بهینهسازی. تهیه گزارش نتایج و محاسبه ROI را بعد از خاموش کردن کمپین انجام بده و جایی نگه دار؛ همان دو مورد ورودی جلسه برنامهریزی کمپین بعدی است.
سوالات متداول
از هدف شروع کنم یا از بودجه؟
از هدف. بودجه بدون هدف فقط یک عدد است که خرج میشود. وقتی هدف مشخص باشد (مثلا سی سفارش جدید یا صد شماره تماس)، خودت میتوانی حساب کنی هر مورد چقدر برایت میارزد و بودجه از دل همان بیرون میآید.
پیکسل و ترکینگ برای یک کسبوکار کوچک هم لازم است؟
بدون آن، جمله «کمپین خوب بود» یک حس است نه یک نتیجه. لازم نیست پیچیده باشد: یک لندینگ پیج جدا برای همان کمپین، یا یک شماره واتساپ و یک کد تخفیف مخصوص همان تبلیغ، همان کار ترکینگ را میکند و بعدا میفهمی چند نفر از آن مسیر آمدهاند.
با بودجه کم هم میشود تست A/B کرد؟
بله، اگر فقط یک چیز را عوض کنی. دو نسخه از یک تبلیغ بساز که همهچیزشان یکی است جز تصویر، یا جز تیتر. بودجه را بین همان دو نصف کن. اگر همزمان تصویر و تیتر و مخاطب فرق کند، نتیجه هرچه باشد نمیفهمی از کجا آمده.
وقتی فروش تلفنی یا حضوری است، ROI را چطور حساب کنم؟
مبدا هر تماس را ثبت کن. یک سوال ساده هنگام تماس («از کجا ما را پیدا کردید؟») و یک ستون در دفتر فروش کافی است. بعد سود خالص فروشهایی که از کمپین آمده را بر کل هزینه کمپین تقسیم کن. بدون آن ستون، محاسبه ROI حدس میشود.