فرهنگ لغت کسبوکار، مارکتینگ، فروش و فناوری. هر اصطلاحی که لازم دارید بدونید.
مدیریت ارتباط با مشتری (Customer Relationship Management) سیستمی برای مدیریت تعاملات با مشتریان فعلی و بالقوه است.
امتیاز رضایت مشتری (Customer Satisfaction Score) معیار سنجش رضایت از یک تعامل خاص.
لید واجد شرایط بازاریابی (Marketing Qualified Lead) سرنخی که توسط تیم مارکتینگ تأیید شده.
شاخص خالص ترویجکنندگان (Net Promoter Score) معیاری برای سنجش وفاداری مشتری.
لید واجد شرایط فروش (Sales Qualified Lead) سرنخی که آماده تماس با تیم فروش است.
تکنیک فروش که مشتری را به خرید نسخه گرانتر یا پیشرفتهتر محصول تشویق میکند.
LTV (Lifetime Value) مجموع درآمدی است که از یک مشتری در طول رابطه با کسبوکار به دست میآید.
سیستمی برای رتبهبندی سرنخهای فروش بر اساس احتمال تبدیل شدن به مشتری.
تماس تلفنی با افرادی که قبلاً هیچ تعاملی با کسبوکار شما نداشتهاند.
لید یا سرنخ فروش به شخص یا شرکتی گفته میشود که به محصول یا خدمات شما علاقهمند شده است.
سرنخ فروشی که قبلاً با برند شما تعامل داشته و علاقه نشان داده است.
معامله یا Deal به یک فرصت فروش بالقوه گفته میشود که در حال پیگیری است.
درصد معاملاتی که با موفقیت به فروش منجر میشوند.
نرخ تبدیل درصد بازدیدکنندگانی است که اقدام مورد نظر (خرید، ثبتنام) را انجام میدهند.
درصد مشتریانی که در یک بازه زمانی به استفاده از خدمات شما ادامه میدهند.
نرخ ریزش درصد مشتریانی است که در یک بازه زمانی خدمات شما را ترک میکنند.
CAC (Customer Acquisition Cost) هزینهای است که برای جذب یک مشتری جدید صرف میشود.
پایپلاین فروش نمایش بصری مراحل فرآیند فروش از اولین تماس تا بستن قرارداد است.
مدت زمان و مراحل لازم از اولین تماس با مشتری تا بستن قرارداد.
تکنیک فروش که محصولات مکمل یا مرتبط را به مشتری پیشنهاد میدهد.
هزینه به ازای کلیک (Cost Per Click) مبلغی که برای هر کلیک روی تبلیغ پرداخت میشود.
هزینه به ازای هزار نمایش (Cost Per Mille) قیمت نمایش تبلیغ به ۱۰۰۰ نفر.
دعوت به اقدام (Call To Action) دکمه یا لینکی است که کاربر را به اقدام تشویق میکند.
نرخ کلیک (Click-Through Rate) درصد افرادی که روی لینک یا تبلیغ کلیک میکنند.
پرداخت به ازای کلیک (Pay-Per-Click) مدل تبلیغاتی که فقط به ازای کلیک هزینه میشود.
بازگشت سرمایه (Return on Investment) نسبت سود به هزینه سرمایهگذاری است.
بازاریابی موتور جستجو (SEM) شامل تبلیغات پولی در نتایج جستجو است.
میزان شناخته شدن و به یاد آوردن برند توسط مخاطبان هدف.
استفاده از نظرات، امتیازها و تجربیات دیگران برای اعتمادسازی.
امتیازی که قدرت و اعتبار یک دامنه را در نتایج جستجو نشان میدهد.
تعداد دفعاتی که یک محتوا یا تبلیغ به کاربران نمایش داده شده است.
استفاده از ایمیل برای ارتباط با مشتریان و ترویج محصولات.
فردی با تعداد دنبالکننده بالا که میتواند بر تصمیم خرید مخاطبانش تأثیر بگذارد.
میزان تعامل کاربران با محتوا شامل لایک، کامنت، اشتراکگذاری و کلیک.
روشهای سنتی بازاریابی مثل تبلیغات تلویزیونی، بیلبورد و تماس سرد.
جذب مشتری از طریق محتوای ارزشمند به جای تبلیغات مستقیم.
استراتژی بازاریابی با تولید و توزیع محتوای ارزشمند برای جذب مخاطب.
لینکی از یک سایت دیگر به سایت شما که برای سئو ارزشمند است.
بازدیدکنندگانی که از طریق نتایج طبیعی موتور جستجو به سایت میآیند (نه تبلیغات).
تست A/B مقایسه دو نسخه از یک صفحه برای تعیین نسخه بهتر است.
ایمیل دورهای که اخبار، محتوا و پیشنهادات را به مشترکین ارسال میکند.
هدفگیری مجدد کاربرانی که با سایت یا محصول شما تعامل داشتهاند.
نمایش تبلیغات به افرادی که قبلاً از سایت شما بازدید کردهاند.
تعداد افراد یکتایی که محتوا یا تبلیغ شما را دیدهاند.
بهینهسازی موتور جستجو (SEO) مجموعه تکنیکهایی برای بهبود رتبه سایت در نتایج گوگل است.
قیف فروش مسیری است که مشتری از آگاهی تا خرید طی میکند.
صفحه فرود صفحهای است که بازدیدکننده پس از کلیک روی تبلیغ به آن هدایت میشود.
UGC (User Generated Content) محتوایی که توسط کاربران و مشتریان تولید میشود.
درصد گیرندگانی که ایمیل شما را باز کردهاند.
درصد افرادی که با محتوای شما تعامل کردهاند نسبت به کل بازدیدکنندگان.
درصد بازدیدکنندگانی که فقط یک صفحه را دیده و سایت را ترک میکنند.
محتوایی که به سرعت و به صورت گسترده توسط کاربران به اشتراک گذاشته میشود.
کد کوچکی که روی سایت نصب میشود تا رفتار کاربران را ردیابی کند.
عبارت یا کلمهای که کاربران در موتور جستجو جستجو میکنند.
عبارات جستجوی طولانیتر و خاصتر با رقابت کمتر و نرخ تبدیل بالاتر.
ارزش کل کالاهای فروخته شده (Gross Merchandise Value).
کد شناسایی یکتای هر محصول در انبار.
خرید و فروش کالا و خدمات از طریق اینترنت.
فرآیند دریافت، بستهبندی و ارسال سفارش به مشتری.
مدل فروش که فروشنده موجودی نگه نمیدارد و تأمینکننده مستقیم ارسال میکند.
سرویسی که تراکنشهای آنلاین را پردازش میکند (مثل زرینپال).
محل موقت نگهداری محصولات انتخابی قبل از پرداخت.
وقتی کاربر محصولاتی به سبد اضافه میکند ولی خرید را کامل نمیکند.
قوانین و شرایط بازگرداندن کالا توسط مشتری.
تخفیف محدود زمانی برای ایجاد فوریت در خرید.
لیست محصولاتی که کاربر ذخیره کرده برای خرید بعدی.
پلتفرم آنلاین که چندین فروشنده محصولاتشان را میفروشند.
تعداد کالاهای موجود در انبار.
AOV (Average Order Value) میانگین مبلغ هر سفارش.
بازخورد و امتیاز کاربران درباره محصول.
فرآیند نهایی کردن خرید شامل پرداخت و وارد کردن آدرس.
COD (Cash on Delivery) پرداخت هنگام تحویل کالا.
کدی که مشتری برای دریافت تخفیف وارد میکند.
رعایت قوانین، مقررات و استانداردهای صنعت.
NDA قراردادی که طرفین را ملزم به حفظ محرمانگی اطلاعات میکند.
فرآیند رسمی ثبت شرکت در اداره ثبت شرکتها.
مجوز رسمی از اتحادیه صنفی برای فعالیت تجاری.
فردی که مالک بخشی از سهام شرکت است.
سند توضیحدهنده نحوه جمعآوری و استفاده از دادههای کاربران.
قوانین و مقررات استفاده از یک سرویس یا وبسایت.
شماره شناسایی کسبوکار نزد سازمان مالیاتی.
تعهد رسمی برای تعمیر یا تعویض محصول در صورت نقص.
نشان یا نام ثبتشده که برند را از رقبا متمایز میکند.
فاکتور معتبر از نظر قانونی با مشخصات کامل فروشنده و کد مالیاتی.
توافقنامه رسمی و الزامآور بین دو یا چند طرف.
اجازه رسمی برای استفاده از محصول، برند یا فناوری.
تعهد قانونی برای جبران خسارت یا پرداخت بدهی.
حق انحصاری استفاده و توزیع یک اثر خلاقانه.
رابط برنامهنویسی (Application Programming Interface) راهی برای ارتباط برنامهها است.
شبکه توزیع محتوا (Content Delivery Network) سرورهایی برای تحویل سریعتر محتوا.
سیستم مدیریت محتوا (Content Management System) برای ساخت و مدیریت سایت بدون کدنویسی.
سیستم نام دامنه که نام سایت را به آدرس IP تبدیل میکند.
توافقنامه سطح خدمات که تضمینهای کیفیت سرویس را مشخص میکند.
گواهی امنیتی (Secure Sockets Layer) که اتصال بین مرورگر و سرور را رمزنگاری میکند.
نرمافزار به عنوان سرویس (Software as a Service) مدلی که نرمافزار آنلاین ارائه میشود.
ابزارهای تحلیل داده برای درک رفتار کاربران و عملکرد سایت.
درصد زمانی که سرویس در دسترس و فعال است.
رایانش ابری - استفاده از سرورهای اینترنتی به جای سرور محلی.
خودکارسازی وظایف تکراری با استفاده از نرمافزار.
آدرس اینترنتی سایت مثل example.com.
طراحی سایت که خود را با اندازه صفحه نمایش (موبایل، تبلت، دسکتاپ) تطبیق میدهد.
سرویس میزبانی که فایلهای سایت را روی سرور نگهداری میکند.
وبهوک روشی برای ارسال خودکار داده بین برنامهها هنگام وقوع رویداد است.
سیستم ذخیره و مدیریت دادههای ساختاریافته.
کپیبرداری از دادهها برای بازیابی در صورت مشکل.
اتصال نرمافزارهای مختلف برای کار کردن با یکدیگر.
سود قبل از بهره، مالیات، استهلاک - معیار سودآوری عملیاتی.
مالیات بر ارزش افزوده (VAT) مالیاتی است که در هر مرحله از تولید و فروش اضافه میشود.
کاهش ارزش دارایی در طول زمان که به عنوان هزینه ثبت میشود.
امکان خرید کالا یا خدمات و پرداخت بعدی (خرید نسیه).
تحلیل درآمد و هزینه هر واحد فروش یا هر مشتری.
COGS هزینه مستقیم تولید یا خرید کالاهای فروخته شده.
گزارش مالی که داراییها، بدهیها و سرمایه را در یک لحظه نشان میدهد.
جریان نقدی حرکت پول ورودی و خروجی کسبوکار است.
حاشیه سود درصد سود خالص از کل فروش است.
پولی که مشتریان به کسبوکار بدهکارند (فروش نسیه).
پولی که کسبوکار به تأمینکنندگان بدهکار است.
سیستم محاسبه و پرداخت حقوق کارکنان شامل کسورات و مزایا.
کل پولی که کسبوکار از فروش محصولات یا خدمات به دست میآورد.
مدت زمانی که استارتاپ با سرمایه فعلی میتواند به فعالیت ادامه دهد.
تفاوت داراییهای جاری و بدهیهای جاری - پول لازم برای عملیات روزمره.
مبلغ باقیمانده پس از کسر همه هزینهها از درآمد.
سود نهایی پس از کسر همه هزینهها شامل مالیات و بهره.
درآمد منهای هزینه مستقیم کالای فروخته شده (COGS).
گزارشی که درآمدها و هزینههای یک دوره زمانی را نشان میدهد.
فاکتور سندی است که جزئیات کالا یا خدمات فروخته شده و مبلغ قابل پرداخت را نشان میدهد.
سرعت مصرف پول نقد توسط استارتاپ قبل از رسیدن به سودآوری.
نقطه سربهسر جایی است که درآمد برابر با هزینهها میشود و سود صفر است.
CAPEX هزینه خرید داراییهای بلندمدت مثل تجهیزات و ساختمان.
OPEX هزینههای روزمره اداره کسبوکار مثل اجاره، حقوق و آببرق.
سند اولیه قبل از فاکتور رسمی که شرایط و قیمت پیشنهادی را نشان میدهد.
معادل تماموقت (Full-Time Equivalent) واحد اندازهگیری نیروی کار.
سیستم اطلاعات منابع انسانی - نرمافزار مدیریت دادههای کارمندان.
شاخص کلیدی عملکرد (Key Performance Indicator) معیاری برای سنجش موفقیت است.
اهداف و نتایج کلیدی (Objectives and Key Results) چارچوبی برای تعیین اهداف است.
آفبوردینگ فرآیند خروج کارمند از سازمان است.
آنبوردینگ فرآیند پذیرش و آشناسازی کارمند جدید با سازمان است.
فرآیند سنجش و بررسی عملکرد کارکنان به صورت دورهای.
سیستم ارزیابی که بازخورد از مدیر، همکاران و زیردستان جمعآوری میکند.
شهرت و تصویر سازمان به عنوان یک محل کار مطلوب.
تعداد کل کارمندان یک سازمان در یک زمان مشخص.
مجموع حقوق، مزایا و پاداشهایی که به کارمند پرداخت میشود.
فرآیند شناسایی، جذب و استخدام افراد با استعداد.
دوره اولیه استخدام برای ارزیابی عملکرد کارمند جدید.
انجام کار از خارج دفتر، معمولاً از خانه یا هر مکان دیگر.
سند رسمی که وظایف، مسئولیتها و شرایط یک موقعیت شغلی را توضیح میدهد.
امتیازات غیرنقدی مثل بیمه، مرخصی، آموزش و کمکهزینه.
گفتگو با کارمند در حال ترک برای درک دلایل خروج.
درصد کارمندانی که در یک بازه زمانی سازمان را ترک میکنند.
ترکیب کار حضوری در دفتر و دورکاری.
کسبوکار به کسبوکار (Business to Business) فروش به شرکتها نه افراد.
کسبوکار به مصرفکننده (Business to Consumer) فروش مستقیم به افراد.
پروفایل مشتری ایدهآل (Ideal Customer Profile) برای B2B.
حداقل محصول قابل عرضه (Minimum Viable Product) نسخه اولیه محصول با حداقل ویژگیها.
نقطه فروش منحصربهفرد (Unique Selling Proposition) ویژگی متمایزکننده.
دلیل اصلی که مشتری باید محصول شما را به رقبا ترجیح دهد.
تخمین ارزش کل یک شرکت.
کسبوکار نوپا با پتانسیل رشد بالا که معمولاً مبتنی بر فناوری است.
گروه مشخصی از مشتریان که محصول برای آنها طراحی شده.
راهاندازی کسبوکار با سرمایه شخصی بدون جذب سرمایهگذار.
وضعیتی که محصول به خوبی نیاز بازار هدف را برآورده میکند.
فرآیند دریافت پول از سرمایهگذاران برای رشد کسبوکار.
کسبوکاری که محصول یا خدمات مشابه شما را ارائه میدهد.
فرد ثروتمندی که در مراحل اولیه استارتاپ سرمایهگذاری میکند.
VC سرمایهگذاری در استارتاپهای پرریسک با پتانسیل رشد بالا.
درصد مالکیت در یک شرکت.
درصد فروش یک شرکت از کل فروش بازار.
مدل کسبوکار که حق استفاده از برند و سیستم را به دیگران میفروشد.
چگونگی ایجاد، ارائه و کسب ارزش توسط یک کسبوکار.
توانایی رشد کسبوکار بدون افزایش متناسب هزینهها.
نمایه فرضی مشتری ایدهآل با ویژگیها، نیازها و رفتارهای مشخص.
تغییر جهت استراتژیک در مدل کسبوکار یا محصول.